شنبه, 28 مرداد 1396 ساعت 16:50

سناریو نویسی

این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)

سناریونویسی

واژه «سناریو» از هنرهای نمایشی برگرفته شده است. در تئاتر، سناریو به طرح کلی داستان و در سینما به خالصه یا مجموعه دستوراتی برای سکانس (رویدادهای داستان) اشاره می‌کند.
«هرمان کان» پدر سناریوپردازی در آینده‌پژوهی است. او در برنامه‌ریزی مطالعات راهبردی و نظامی در موسسه RAND در سال 1950برای اولین‌بار از اصطلاح سناریو استفاده کرد.

 


تعریف سناریونویسی
سناریونویسی یعنی تجزیه و تحلیل اطلاعات، فکر کردن و نوشتن درباره سناریوها و بحث درباره آینده بالقوه شرکت (یا فرد). بخش مهمی از این تمرین با شناسایی مسائل و فرصت‌هایی که ممکن است از هر سناریوی رویایی منتج شود، آغاز می‌گردد و با یافتن راه‌حل یا بهره‌برداری از فرصت‌های به دست آمده، ادامه می‌یابد. عقیده بر این است که خلق سناریوها به راه‌حل‌های پیشنهادی بسیاری می‌انجامد.
سناریونویسی تکنیک پیچیده‌ای است که به زمان و تلاش قابل توجهی نیاز دارد. فکر کردن درباره احتمالات آینده بسیار حائز اهمیت است. خود سناریوها تا حدودی یک امر فرعی هستند. کمتر مدیران، متخصصان یا کارکنانی را می‌توان یافت که تصور کنند فرصت دارند درباره آینده فکر کنند اما این فعالیت امری حیاتی برای موفقیت است.
مراحل اجرای سناریونویسی
پس از آنکه مساله مشخص و تعریف شد، 3 تا 5 عامل محرکه اصلی آینده شرکت فهرست می‌شود. سپس سناریوهای آینده براساس تاثیر احتمالی این عوامل بر 5 تا 10 عامل اصلی دیگر مانند سهم بازار، واکنش مشتریان، الگوهای خرید، اقتصاد و نیازهای تحقیق و توسعه پیش‌بینی می‌شود. هر سناریو بر یک یا دو عامل محرکه تاکید می‌کند. سناریوها بر اساس عوامل محرکه اصلی و اثرات آنها بر عوامل اصلی نوشته می‌شود. سناریوها در یک جدول یا نمودار خلاصه می‌شود. سناریونویس فرصت‌ها و تهدیدها را شناسایی می‌کند و نیازهای شرکت را در راستای تقویت نقاط قوت و کاهش نقاط ضعف جهت بهره‌برداری از این فرصت‌ها مشخص می‌سازد. راهبردها براساس تحلیل فرصت‌ها و تهدیدهای آینده تدوین می‌شود.
هر گاه زمان کافی در اختیار نباشد می‌توان از طراحی سناریو به صورت خیال‌پردازی استفاده کرد. در این روش نیز از همان روش اصلی برنامه‌ریزی سناریو استفاده می‌شود اما به ندرت به یک سند کتبی با حجم مشابه با سندی که در روش برنامه‌ریزی سناریو به دست می‌آید، منجر می‌شود و تحقیقات رسمی به مراتب کمتری نسبت به روش برنامه‌ریزی سناریو به عمل می‌آید.
هر موقعیت مساله‌داری که با گذشت زمان دستخوش تغییر می‌شود، در خور استفاده از سناریو است. از سناریو‌نویسی می‌توان برای حل انواع مختلف مسائل استفاده کرد. اغلب اوقات از این روش برای تدوین راهبردهای مختلف برای شرایط احتمالی مختلف آینده استفاده می‌شود؛ به عنوان مثال، پیش‌بینی‌های سناریو مستلزم تحلیل محیط‌های داخل و خارجی سازمان به منظور کسب اطلاعات درباره نقاط قوت و ضعف پیش‌بینی شده و فرصت‌ها و تهدیدهای آینده آن است. هر شرکتی به تقویت نقاط قوت و غلبه بر نقاط ضعف خود علاقه‌مند است تا بتواند از فرصت‌ها بهره‌برداری کند و تهدیدها و خطرات را کاهش دهد. از عوامل داخلی شرکت، عواملی نظیر فناوری، منابع، قابلیت‌ها، کارکنان و مدیریت مورد مطالعه قرار گرفته می‌شود و در خارج، به بررسی عواملی نظیر اقدامات پیش‌بینی شده رقبا، اقتصاد مورد انتظار و ماهیت متغیر رویه‌های خرید مشتریان پرداخته می‌شود.

روش سناریونویسی Scenario planning
از آنجایی که روند تغییرات محیط صنعت و جوامع رو به افزایش گذاشت، نیاز به روش‌های آینده‌پژوهی که بتوان در آنها تغییرات سریع آینده را نیز در نظر گرفت، احساس شد. روش سناریونویسی که از جمله روش‌های «مبتنی بر فرضیات» است، یکی از کارآمدترین روش‌های موجود برای پیش‌بینی آینده دور و شرایط عدم قطعیت‌های زیاد در سیستم است.
سناریونویسی از تقسیم اطلاعات طراح به دوشاخه اصلی نشات می‌گیرد:
1. مواردی که طراح اعتقاد به آگاهی از آنها دارد، یعنی اعتقاد به زنجیروار بودن پروسه‌هایی که در جهان رخ می‌دهند؛ مواردی مثل رشد جمعیت یا شرایط تأثیرگذار بر تکنولوژی‌های نوین قطعی.
2. المان‌هایی که طراح آنها را نامعلوم و تعیین‌ناپذیر می‌داند مانند نتایج انتخابات سیاسی، مدهای زودگذر و سبک‌های تجارت آینده.
برای نوشتن یک سناریو، درکی ابتدایی از کارهایی که توسط کاربران قرار است انجام شود، درک خود کاربران و درک زمینه استفاده، لازم است. سناریو می‌تواند از اطلاعات جمع‌آوری‌شده در طی فعالیت‌های پرسش یا تحقیق مفهومی مشتق شود. باید به زبان ساده، تعاملی که قرار است اتفاق بیفتد را توصیف کرد. این بسیار اهمیت دارد که از ارجاعات به تکنولوژی پرهیز شود. این سناریو باید توسط کاربر بازدید شود تا اطمینان حاصل کرد که نشان‌دهنده دنیای واقعی است.
سناریو درباره مطالبی مانند استفاده از محصول، نقش جنسیت کاربر، عملکرد محصول، هدف از آن و تجربه استفاده از محصول بحث می‌کند. همچنین لازم به ذکر است که حلقه‌های بازخورد و روابط در سناریو خطی نیست. مرحله اول کار تعریف و تعیین کاربر و شخصیت‌های آنها و مرحله دوم داستان‌پردازی درباره آنهاست. داستان‌ها از تحقیقات درباره کاربر، از تست قابلیت استفاده محصول یا مشاهدات محقق نشات می‌گیرند. شخصیت‌ها در سناریو فرهنگ‌شان را بیان می‌کنند و باعث دسته‌بندی و انتقال اطلاعات می‌شوند. آنها همچنین می‌توانند جرقه‌هایی را برای خلق ایده‌های جدید ایجاد کنند. در سناریو‌نویسی تمرکز باید بر داستان‌گویی باشد، نه بر آنالیز کامل اعمال. همان‌طور که طراح می‌نویسد، یک طرح تصور می‌شود و اینکه چگونه باعث حل مشکلات می‌شود، نویسنده موانع را برمی‌دارد و میزان ریسک را به حداقل می‌رساند. نقل قول از کاربر راه خوبی برای ارتباط با جزئیات مورد نیاز هر شخصیت است. سه گام اصلی برای آغاز سناریونویسی در ادامه آورده شده است:
1. تعریف یک هدف و یک مفهوم: چرا فرد در حال حاضر از محصول یا خدمات استفاده می‌کند و اینکه چه چیزی باعث موفقیت این تعامل می‌شود؟
2. توصیف این تعامل: توجه به موارد کلی و عدم توصیف جزئیات
3. پایان با نتیجه: نتیجه این تعامل چیست و چه چیزی باعث موفقیت آن شد؟
معمولاً سناریونویسی از داستان‌های مهیج(evocative stories) که در آن ایده‌های طراحی شکل می‌گیرند، آغاز می‌شود و با داستان‌های تجویزی(Prescriptive stories) که در آن جزئیات طرح توصیف می‌شوند، ادامه می‌یابد. مراحل مهم در روند انتقالی از داستان‌های مهیج به داستان‌های تجویزی به قرار زیر هستند.
• داستان‌های آغازین(Springboard stories): نیازها و اهداف
• داستان‌هایی با نقاط اوج(Points of pain stories): محدودیت‌ها و غلبه کردن‌ها
• سناریوهای کلیدی‌(Key scenarios): طرح کلی داستان یا پلات(مفاهیمی برای اعمال)
• سناریوهای تشریحی(Narrative scenarios): چه چیزی، چرا اتفاق می‌افتد؟
• نقشه طراحی(Design Maps): ادراک، اعمال، موانع
• دیاگرام جریان‌ها(Flow diagrams): اعمال و تصمیم‌ها
• استفاده از نمونه‌ها(Use cases): سلسله جزئیات تمام اعمال. اسپرینگ بردها، مسائل دشوار و غیرمعمول را ارائه می‌دهند.
ممکن است که آنها جرقه‌هایی از نوآوری خود محقق بوده یا بر مبنای تحقیقات او تهیه شده باشند. داستان‌هایی با نقاط اوج، دیدگاه روشنی از مشکلات را از نگاه شخصیت داستان تشریح می‌کند. این بخش به سمت راه‌حل‌های ممکن که می‌تواند بخشی از طراحی جدید باشد، هدایت می‌شود. سناریوهای کلیدی، ترتیب یک سناریو پیچیده‌تر را می‌دهند که طراحی آن باید شامل آغاز حرکت به سمت اینکه کاربر چگونه با محصول ارتباط برقرار می‌کند، باشد. درست است که این نوع نوشته‌ها خیلی مطالب خلاق و جالبی نیستند اما نشانگر نوع واضحی از ارتباطات هستند. در ابتدا تکنیک‌های سناریو برای مشخص کردن خط‌مشی‌های کسب و کار جدید(سناریو به عنوان ابزار برنامه‌ریزی کسب و کار) استفاده می‌شدند. اخیراً، سناریوها برای مشخص کردن تعامل بین کاربر و محصول استفاده می‌شوند. این سناریوها، سناریوهای استفاده نام دارند که متدهای مختلفی برای توسعه‌ی آنها وجود دارد. خلق یک سناریوی کاربرد، ابزاری موثر در تحلیل و توسعه تعامل بین کاربر و محصول است. سناریوهای استفاده در مشخص کردن کارهایی که کاربر هنگام استفاده از رابط یا اینترفیس به انجام می‌رساند بسیار حائز اهمیت هستند. همچنین در طراحی محصول سناریوهای استفاده، در تحلیل و توسعه کاربرد یا استفاده محصول نقش مهمی دارند.

چگونگی خلق سناریو استفاده

1- مشخص کردن بازیگران: بازیگر نقش کنشگر یا فعال در سناریو دارد. در صورت وجود چند بازیگر، سناریوهای بیشتری باید ایجاد شوند.
2- مشخص کردن اهدافی که بازیگر باید به انجام برساند.
3- مشخص کردن نقطه شروع سناریو: انگیزه‌ای برای راه‌اندازی یا اتفاق
4- مشخص کردن سهامداران و علایق‌شان.
5- مشخص کردن سناریوهایی که خلق می‌شود بر مبنای تعداد بازیگران و اهدافشان.
6- نوشتن سناریو، شروع به کار از نقطه شروع تا به انجام رساندن هدف بازیگر، در مورد وظیفه و زیرمجموعه‌های آن، زمینه و انگیزه‌های بازیگر برای انجام کار
سناریونویسی را به روش‌های مختلفی به انجام می‌رسانند اما یکی از مهمترین روش‌ها که بر مبنای کاربرد اصلی آن نامگذاری شده روش سناریونویسی نظامی است که شامل مراحل زیر است.
1. تعیین سوالاتی که باید توسط سناریو پاسخ داده شوند. در این مرحله ممکن است روش دیگری برای انجام کار انتخاب شود؛ مثلاً اگر تغییرات کوچک و تعداد المان‌های موثر، کم هستند، روش‌های دیگر ممکن است موثرتر باشد زیرا سناریونویسی دیدگاه‌های کلان را بررسی می‌کند.
2. تعیین زمان و محدوده آنالیز: توجه به اینکه تغییرات در گذشته با چه سرعتی اتفاق افتاده‌اند و تلاش برای دستیابی به اینکه چه درجه‌ای از پیشگویی در مواردی مانند جمعیت‌شناسی، چرخه عمر محصول و ... میسر است. یک دوره زمانی 5 تا 10 سال مناسب است.
3. تعیین افراد منتفع از پروژه: تعیین اینکه این پروژه چه میزان برای چه افرادی موثر است. بررسی علایق کنونی و اینکه چرا و چگونه افراد در حال حاضر به این مورد رغبت دارند.
4. تعیین مسیر و روند مقدماتی نقشه و نیروهای موثر شامل مواردی مانند صنعت، اقتصاد، سیاست، تکنولوژی، قوانین اجتماعی و حقوقی: بررسی اینکه این موارد هر کدام چقدر بر اهداف پروژه موثر هستند. ابتدا هر مورد تشریح می‌شود و بررسی اینکه چگونه می‌تواند بر موضوع تأثیر بگذارد نیز انجام می‌شود. در این مرحله معمولاً از روش طوفان فکری استفاده می‌شود.
5. یافتن و تعیین کلیدها و موارد نامعلوم: طرح نیروهای محرک از دو محور، بررسی هر نیرو از جنبه‌های نامعلوم قابل پیشگویی و همچنین از جنبه‌های نامهم قابل پیشگویی. این مرحله به منظور تعیین دقیق موارد مهم و قابل پیش‌بینی است، همچنین برای بررسی اینکه آیا هیچ ارتباطی میان نیروهای محرک موجود و سناریوهای غیرمحتمل وجود دارد نیز کاربرد دارد.
6. بررسی احتمال اینکه آیا موارد موثر مربوط به هم را می‌توان در یک گروه قرار داد تا میزان آنها حتی به دو مورد کاهش یابد یا خیر؟ این مرحله به منظور دستیابی به اینکه سناریو بر اساس دو محور x و y قابل اداره باشد، انجام می‌شود.
7. تعریف حدود نتایج ممکن از دو عامل تعیین شده در مرحله قبل و بررسی اهمیت و معقول بودن و باورپذیری هر یک از آنها.
در این مرحله سه نقطه کلیدی باید بررسی شوند:
- دوره زمانی: آیا موارد، با دوره زمانی تعریف شده برای پروژه سازگار هستند؟
- هماهنگی درونی: عواملی که تحت عنوان نامعلوم مشخص شده‌اند آیا می‌توانند سناریوهای محتمل را شکل دهند؟ چرا که سناریوهای مختلف از درون با یکدیگر سازگار هستند.
- آیا در حال حاضر کاربری در حال عدم تعادل در مقایسه با شرایط ایده‌آل وجود دارد.
8. تعریف سناریوها و رسم مسیر حرکت در یک شبکه باورپذیر: در این مرحله دو یا چهار سناریو شکل می‌گیرد. شرایط کنونی لازم نیست در وسط دیاگرام قرار بگیرد. سناریوهای ممکن، فقط یک یا چند عامل را نسبتاً ثابت فرض می‌کند. در بعضی دیدگاه‌ها برای تمام احتمالات مثبت یک سناریو و برای تمام احتمالات منفی یک سناریو دیگر خلق می‌شود، سپس دیدگاه‌ها پالایش و با هم ترکیب می‌شوند.
9. به تفصیل نوشتن سناریوها: شرح دادن چیزی که اتفاق می‌افتد و چیزهایی که می‌توانند دلایلی برای پیشنهاد شرایط باشند. تلاش برای به دست آوردن نتایج خوب بنا بر دلایلی که تغییرات در حال رخ دادن هستند. این راه به آنالیز ویژگی‌ها کمک می‌کند. در نهایت به هر سناریو یک نام توصیفی داده می‌شود تا در مرحله آخر به راحتی قابل استفاده قرار گیرند.
10. ارزیابی سناریوها: آیا آنها با هدف سازگاری دارند؟ آیا آنها از درون با هم سازگارند؟ آیا آنها مربوط به طرح اصلی یا شبیه به آن هستند؟
11. تعریف نیازهای تحقیق: یافتن و ارزیابی مواردی بر پایه سناریوها که به اطلاعات بیشتری نیاز دارند؛ مثلاً مواردی که باعث تحریک بیشتر کاربر می‌شود یا نوآوری‌هایی که ممکن است در صنعت رخ دهد و ... .
12. توسعه روش‌های کمی: توسعه متدهای کمی برای کسب نتایج کمی از سناریوهای مختلف از قبیل سرعت رشد، گردش وجود و ... .
13. تقارب به سمت سناریوهای تصمیم‌گیری: دنبال کردن رد پروسه‌های تکراری برای رسیدن به سناریوی نهایی.
روش سناریونویسی شبکه جهانی کسب و کار
پیتر شوارتز دبیر کل شرکت «شبکه‌ی جهانی کسب و کار» است. بسیاری این رویکرد را نیز زیرمجموعه رویکرد منطق شهودی کشف از راه دل می‌دانند. لازم به ذکر است که پیتر شوارتز و «شبکه‌ی جهانی کسب و کار» خیلی باعث گسترش و توسعه‌ی این روش در دنیا شده‌اند و به همین جهت در بسیاری از منابع، این رویکرد را با نام رویکرد شوارتز یا رویکرد GBN می‌شناسند و کمتر با عنوان «رویکرد عدم قطعیت‌های بحرانی» شناخته می‌شود.
پیتر شوارتز هفت گام را برای سناریونویسی ترسیم می‌کند:
• گام اول: شناسایی موضوعات و تصمیمات اساسی. اولین گام برای تدوین سناریو عبارت است از اینکه تصمیم‌سازان ابتدا از مسائل و تصمیمات مورد علاقه داخل سازمان شروع و افق زمانی را نیز تعیین کنند.
• گام دوم: فهرست کردن عوامل و نیروهای کلیدی موجود در محیط پیرامونی. در گام دوم باید مشخص کنیم که کدام دسته از عوامل کلیدی در موفقیت و شکست تصمیم‌گیری و موضوعات مشخص شده در گام اول تاثیر می‌گذارد.
• گام سوم: فهرست کردن نیروهای پیشران شکل‌دهنده به نیروهای کلیدی. در گام دوم مجموعه‌ای از روندها و نیروهای کلان و پیشران وجود دارند که عوامل کلیدی فهرست شده در گام دوم را تحت‌الشعاع خود قرار می‌دهند. عواملی چون نیروهای پیشران اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی، زیست‌محیطی و فناورانه.
• گام چهارم: رتبه‌بندی پیشران‌ها بر اساس اهمیت و عدم قطعیت آنها. عوامل کلیدی در گام‌های دوم و سوم را رتبه‌بندی می‌کنیم. این طبقه‌بندی براساس دو معیار صورت می‌پذیرد:
 عوامل و نیروهای فهرست شده در گام دوم و سوم در موفقیت تصمیمات و مسائل گام اول چقدر اهمیت دارند؟
 چقدر این عوامل و روندها دست به گریبان عدم قطعیت هستند؟

• گام پنجم: انتخاب منطق‌های سناریو. منطق سناریو را باید نقشه‌ای دانست که بر اساس آن توصیف داستانی از یک آینده احتمالی ترسیم می‌شود.
• گام ششم: ارائه شرح تفصیلی از سناریو. در این گام مجدداً به عوامل و روندهای فهرست شده در گام‌های دوم و سوم مراجعه می‌کنیم. در هر سناریو باید همه عوامل و روندهای کلیدی مورد توجه قرار گیرند. باید مشخص کرد که کدام یک از عدم قطعیت‌هایی که در گام‌های قبلی فهرست کرده‌ایم، باید در کدام سناریو تعبیه شود.
• گام هفتم: بررسی نسبت تصمیمات با سناریوها. پس از تدوين سناريوها بايد تصمیمات و مسائل اصلي را داخل هر سناريو قرار دهیم. اگر یک تصمیم در يک يا دو سناريو مناسب به نظر مي‌رسید، تصمیم اخیر داراي خطرپذيري بالایی خواهد بود.

ویژگی‌های یک سناریو خوب
1- باورپذیر باشد؛ به گونه‌ای که مسیر منطقی از زمان حال تا آینده که فرایندهای علی و تصمیم‌ها را نشان می‌دهد را در بر گیرد.
2- انسجام درونی داشته باشد.
3- جذاب و هیجان‌انگیز باشد.
4- در امور تصمیم‌گیری به کار آیند.
5- ارتباط میان گذشته و آینده برقرار باشد و به چالش‌های آینده اشاره کند.

پس،
سناریو به ما می‌گوید:
چه رویدادهایی می‌تواند روی دهد
چه روی خواهد داد، اگر...
اگر چنین شود، چه می‌شود؟

 

 


منابع :
1- خوش‌دهان، ع. آینده‌پژوهی با تکنیک سناریونویسی. مرکز آموزش و تحقیقات صنعتی ایران. 100 صفحه.
2- بهمنی، م. سناریونویسی در بحران. ایران سبز.

3. Storyboarding for design: an overview of the process، Dan Gruen، Lotus research
4. http://en.wikipedia.org/wiki/Scenario_planning
5. http://www.wqusability.com/articles/personas_storytelling.html
6. http://www. Iranmaster.com

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

  

 

انجمن صنفی مهندسین پلیمر و شیمی   

                                               

          عضویت کانال انجمن صنفی مهندسین پلیمر و شیمی در تلگرام