تهران
کد خبر:40656
پ

توسعه نفت در بزنگاه مدیران محافظه کار

  صنعت نفت ایران بیمار است. سال‌هاست که میزان تولید نفت در کشورمان تا سقف چهار میلیون بشکه در روز ثابت مانده است. بیماری صنعت نفت توسعه نیافتگی است. اینگونه به نظر می‌رسد که مدیران نفتی در کشورمان از امادگی ذهنی لازم برای درک ضرورت‌های توسعه این صنعت برخودار نیستند. سید حمید حسینی کارشناس حوزه […]

 

صنعت نفت ایران بیمار است. سال‌هاست که میزان تولید نفت در کشورمان تا سقف چهار میلیون بشکه در روز ثابت مانده است.

بیماری صنعت نفت توسعه نیافتگی است. اینگونه به نظر می‌رسد که مدیران نفتی در کشورمان از امادگی ذهنی لازم برای درک ضرورت‌های توسعه این صنعت برخودار نیستند.

سید حمید حسینی کارشناس حوزه نفت و گاز در این باره گفت: «متاسفانه مدیران نفتی از انگیزه و تخصص کافی برای توسعه صنعت نفت برخودار نیستند. به نظر می‌آید که دغدغه اصلی وزیر نفت اول توسعه و دوم نیروی انسانی است.اما در مورد تیم‌های اجرایی و تصمیم سازان در مجموعه نفت شاهد تحرک کافی نیستیم.»

این همه در حالی است که وزیر نفت بارها از ضرورت سرمایه گذاری ۲۰۰ میلیاردی دلاری در نفت سخن گفته است. جذب این میزان سرمایه برای توسعه صنعت علاوه بر بسترسازی مناسب در فضای بین المللی نیازمند اصلاحات گسترده در ساختار اداره نفت است.

اصلاحاتی سخت وشجاعانه که اجرای آن نیازمند مدیران جسور و خلاق با قدرت تشخیص بالا است. محمد ایروانی، مدیر عامل شرکت دانا انرژی در گفت و گو با نفت خبر حاکمیت تفکر دولتی را یکی از عوامل اصلی عقب ماندگی صنعت نفت در ایران ارزیابی می‌کند.

او دراین باره می‌گوید:« واقعیت این است که مدیران نفتی از آمادگی ذهنی برای توسعه صنعت نفت برخودار نیستند. اقتصاد ایران به شدت دولتی است و با شاخص‌های اقتصاد ازاد سال‌ها فاصله دارد. تا زمانی که چسبندگی به شرایط موجود وجود داشته باشد، مشکلات حل نشده باقی خواهد ماند.

در صنعت نفت مانند سایر بخش‌های اقتصاد ایران، بعضاً شاهد مقاومت مدیران در واگذاری امور به بخش خصوصی هستیم. در برخی موارد گفته می‌شود که ما بخش خصوصی نداریم. در حالی که اگر بخش خصوصی نداشته باشیم هم باید آن را بوجود بیاوریم. درهمین صنعت نفت بیست سال پیش چه تعداد پیمانکار حفاری داشتیم؟

الان چه تعداد پیمانکار حفاری ایرانی داریم؟ بخش خصوصی ما به طور عام دارای قابلیت‌ها و ظرفیت‌های خوبی است. ولی به دلیل اینکه اقتصاد ما دولتی است توجهی به این ظرفیت‌ها نمی‌شود. مدیران نفتی باید با اعتماد به بخش خصوصی و تعریف پروژه‌های جدید به توسعه صنعت و رونق کسب و کار نفتی در کشور، کمک کنند.»

او درباره شرایط بخش خصوصی در صنعت نفت پس از اعلام فهرست شرکت‌های اکتشاف و توسعه از سوی وزارت نفت می‌گوید:« این رویکرد خوبی است که از سوی وزارت نفت اتخاذ شده است.واقعیت این است که ما در کشورمان کسب و کار نفتی نداشتیم و صنعت نفت کشورمان از این حیث واقعاً از دنیا عقب مانده بود. اما قضاوت بهتر در این مورد نیازمند زمان بیشتری است.»

تغییر پارادایم نفتی در ایستگاه تصورات غلط زمان برای صنعت نفت ایران با سرعت برق و باد در حال عبور است. در حالی که رقبای نفتی با توجه به پیشرفت تکنولوژیک و احتمال رویگردانی جوامع از سوخت‌های فسیلی در حال به حداکثر رساندن میزان تولید از مخازن خویش هستند، هنوز ذهنیت مسئولین مبنی بر نگهداری سطح تولید و استفاده از ذخایر نفتی در وقت مناسب تغییر نکرده است.

از سال ۹۲ و با انتخاب مجدد بیژن زنگنه، وزارت نفت در سطوح بالای مدیریتی کوشید تا با اقداماتی نظیر طراحی قالب قرارداد IPC، ارائه فهرست شرکت‌های صاحب ایرانی برای فعالیت در امر اکتشاف و توسعه، اصلاح ساختار روابط مالی در حوزه پیمانکاری( از EPC به EPCF) پاردایم کهنه در اداره صنعت نفت ایران را تغییر دهد. اما تغییرات با سرعت مناسب پیش نمی رود.

آنچنان که هنوز دیدگاه قالب بر اداره نفت ایران کهنه و بدور از واقعیت‌های اقتصادی است. رامین فروزنده روزنامه نگار حوزه نفت و گاز در این باره می‌گوید:« پارادایم کهنه حاکم بر صنعت نفت محدودیت‌های جدی برای توسعه نفت به همراه دارد که خروجی آن را در مدل کسب‌وکار ناکارامد، شرکت نفت بدهکار، تاسیسات نفتی فرسوده و انبوه میادین توسعه‌نیافته می‌توان دید.

صنعت نفت توسعه‌نیافته، برای کارکنان دولتی آن نیز موجب زحمت شده؛ چنانکه کارکنان از وضعیت حقوق و مزایای خود راضی نیستند.». فروزنده البته معتقد است بخش بزرگی از کندی در اصلاح شرایط اداره صنعت نفت ایران ناشی از تلقی غلط از شرایط صنعت نفت در جهان است.

او در این باره به نفت خبر می‌گوید: « به نظر می‌ رسد دیدگاه عمومی حاکم بر سیاست‌گذاری توسعه میادین، به تسریع در توسعه حداکثری میادین به ویژه میادین مشترک توجهی ندارد. البته منظور این نیست که مدیران نفتی یا وزارت نفت چنین دیدگاهی دارد؛ بلکه میانگین ذی‌نفعان (از مجلس و نهادهای نظارتی گرفته تا رسانه‌ها و …) بیش از آنکه نگران از دست رفتن فرصت تاریخی برای توسعه و تولید حداکثری از میادین نفت و گاز باشند، بیشتر به دنبال راهی برای مچ‌گیری از سرمایه‌گذاران خارجی و حداقل کردن سود آنها و تعریف یک بازی بدون بُرد طرف مقابل هستند.

انگار هیچ نگرانی درباره بازارهای ال‌ان‌جی، سهم از بازار نفت، تاثیرگذاری بر تحولات منطقه‌ای و امکان فرا رسیدن روزی که دیگر نفت جایگاه فعلی را نداشته باشد، وجود ندارد. انگار حضور گسترده غول‌های نفتی در قطر و امارات و … برای سیاست‌گذاران مهم نیست . آنها بیشتر فکر این هستند که مبادا یک ریال بیشتر نصیب کسی شود! البته اگر واقعاً سود خاصی در کار باشد.» او در ادامه می‌گوید:« بخشی از این واقعیت ریشه در اعتقاداتی دارد مبنی بر اینکه باید نفت را برای روز مبادا نگه داشت و وقتی تولید بقیه کشورها کم شد و قیمت نفت بالا رفت، به بهایی بالاتر فروخت.

با مطرح شدن انقلاب شیل از یک سو و موضوع پیک تقاضای نفت از سوی دیگر، و توسعه ادبیات مبتنی بر Lower for Longer این اعتقادات روزبه‌روز در دنیای نفت طرفداران کمتری دارند. در مقابل اما واقعیات اقتصادی کشور وجود دارد. نیاز به اشتغال‌زایی، اهمیت جذب سرمایه خارجی و لزوم بازسازی تاسیسات نفتی همه یعنی اگر قطر یا امارات به استقبال سرمایه‌گذاران خارجی می‌روند، در ایران باید این استقبال به صورت مضاعف صورت گیرد. مشابه همین موضوع درباره شرکت‌های نفتی ایرانی نیز صدق می‌کند. اما در عمل انگار نوعی رخوت همراه با بی‌تفاوتی بر سیاست‌گذاری صنعت نفت، که تامین‌کننده درآمدهای ارزی و بودجه دولتی است، حاکم شده است.» سید حمید حسینی کارشناس حوزه نفت و گاز نیز در مورد دلایل عدم پیشرفت مناسب در توسعه صنعت نفت می‌گوید:« کشور ما چهارمین ذخایر فسیلی در جهان را دارا می‌باشد. اما متاسفانه نتوانستیم ازاین میزان از ذخایر برای فایناس پروژه‌ها در خود صنعت نفت استفاده کنیم.

عامل اصلی در بوجود آمدن این وضعیت نداشتن تخصص است. در شرایط جدید و با گسترس ابزارهای ارتباطی نظیر اینترنت شاهد بوجود آمدن فضای جدید در کسب و کارها هستیم. مدیران بالادست هیچ کدام این فضا را درک نمی کنند و کارایی ندارند. آنها نه به روابط بین الملل آگاه هستند و نه از اصول فاینانس و مذاکره به منظور جذب سرمایه خارجی آگاه هستند.» دخالت نهادهای نظارتی عامل بی انگیزگی در نفت توسعه صنعت نفت در ایران نیازمند مدیران شجاع است. مدیرانی که با سرعت عمل و تیزهوشی موانع را از پیش روی توسعه این صنعت بردارند. دخالت نهادهای نظارتی در امور اجرایی یکی از چالش‌های توسعه در صنعت نفت کشور است. این دخالت‌ها شجاعت در تصمیم گیری و ریسک پذیری را از مدیران صنعت گرفته است.

موضوعی که البته به نظر می‌رسد به مشکلی فراگیر در بدنه مدیران دولتی تبدیل شده است. همین چند روز پیش معاون اول رئیس جمهور در مورد تاثیر نظارت‌های خارج از قاعده بر عملکرد مدیران دولتی گفت:« برخي از دستگاه‌های نظارتی آنقدر جلو آمده اند كه در تصميم گيري‌ها دخالت مي كنند. البته مكرر به مديران گفته ام كه دستگاه‌هاي نظارتي حق هيچ دخالتي در تصميم گيري‌ها ندارند و وظيفه آنها فقط نظارت و شناسايي تخلفات است. اما متاسفانه برخي مديران آنقدر ضعيف شده اند و يا خود را در برابر دستگاه‌هاي نظارتي باخته اند كه براي هر تصميم از اين دستگاه‌ها اجازه مي گيرند كه اگر مديري با اين روحيه را بشناسم حتماً او را بركنار خواهم كرد». سید حمید حسینی در مورد تاثیر دخالت نهادهای نظارتی بر انگیزه مدیران صنعت نفت می‌گوید:« متاسفانه برخی عملکردها از سوی نهادهای نظارتی مدیران را به این نتیجه رسانده است که بهتر است هیچ کاری نکنند. این موضوع انگیزه و ریسک پذیری در مدیران را از بین برده است.ما در برنامه چهارم و پنجم موادی داشتیم که بر اساس آن وزارت نفت می‌بایست برای تامین مالی پروژه، مجوز‌های لازم برای بهره برداری را به بخش خصوصی اعطا کند.

ما یک بار بهره بردای محدود را به شرط جذب منابع به بخش خصوصی واگذار نکردیم. یعنی هنوز نتوانسته ایم میان مالکیت و بهره برداری تفکیک قائل شویم. چطور در آذربایجان الان رفته ایم و مشارکت در تولید را پذیرفته ایم؟» این کارشناس حوزه نفت و گاز در ادامه می‌گوید:« بازگشت اعتماد به نفس به مدیران نفتی و از بین بردن بی انگیزگی در آنها از طریق هماهنگی میان مسئولین ارشد نظام ممکن است. من فکرمی کنم مدیران ارشد نفت باید روابط خود را با مسئولین قوای سه گانه و نهادهای نظارتی بهبود ببخشند و با گفت و گو برخی بدبینی‌ها از وزارت نفت را دور کنند.»

به هر رو اینگونه به نظر می‌رسد که صنعت نفت ایران برای دست یابی به اهداف توسعه ای با چالش‌های گوناگون مواجه است.چالش‌هایی از جنس تنش در سیاست خارجی که مستقیما بر روند جذب سرمایه گذاری خارجی موثر است تا مشکلات و تنگناهای قوانین بالادست.

در میان این چالش‌ها اما بی انگیزگی، رخوت و محافظه کاری مدیران، اجرای برنامه‌های توسعه ای در صنعت نفت را بیش از پیش با مشکل مواجه کرده است. مشکلی که قطعا با جوانگرایی و استفاده از مدیران جسور و خلاق از پیش روی صنعت نفت ایران برداشته شود و این همان روندی است که وزیر نفت در ابتدای دولت دوازدهم آغاز و استمرار آن را وعده داده بود.